ترجمه "putra" به فارسی

puside, پوسیده بهترین ترجمه های "putra" به فارسی هستند.

putra adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • puside

  • پوسیده

    Li neniel povis toleri la abomenan odoraĉon de putra cepo.

    او به هیچ ترتیبی نمی توانست بوی بد تنفرآور پیاز پوسیده را تحمل کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " putra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "putra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه