ترجمه "rekta" به فارسی
råst, مستقيم, مستقیم بهترین ترجمه های "rekta" به فارسی هستند.
rekta
adjective
دستور زبان
Nek tordita nek kurba; havante konstantan direkton sur sia tuta longo.
-
råst
-
مستقيم
-
مستقیم
adjectiveEstas rekta flugo el Tokio al Londono.
از توکیو به لندن پرواز مستقیم وجود دارد.
-
راست
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rekta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rekta" با ترجمه به فارسی
-
اقدام عملی
-
دموکراسی مستقیم
-
دموکراسی الکترونیکی
-
سرمایهگذاری خارجی
-
پارهخط
-
انتخابات مستقیم
-
مالیات مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن