ترجمه "ruĝa" به فارسی
قرمز, سرخ, بور بهترین ترجمه های "ruĝa" به فارسی هستند.
ruĝa
adjective
دستور زبان
-
قرمز
nounLa virino en ruĝa vestaĵo malatentis la nigre vestitan viron kaj alvokis amikon per sia poŝtelefono.
زنی که قرمز پوشیده بود به آن مردی که لباس سیاه داشت بیتوجهی کرد و با تلفن همراهاش به دوستش زنگ زد.
-
سرخ
adjectiveNASA diras, ke ĝi havas jam sufiĉajn informojn por aserti, ke homa vizito al la ruĝa planedo fareblas.
ناسا می گوید، که هم اکنون اطلاعات کافی برای ادعای انجام پذیری دیدار انسان از سیاره سرخ را دارد.
-
بور
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ghermez
- sorkh
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruĝa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ruĝa"
عباراتی شبیه به "ruĝa" با ترجمه به فارسی
-
مسجد لال
-
ال قرمز
-
فلامینگوی آمریکایی
-
اریک سرخ
-
چغندر
-
روبان سرخ
-
گنجشک حنایی
-
shrab qrmz
اضافه کردن مثال
اضافه کردن