ترجمه "semo" به فارسی

دانه, بذر, تخم بهترین ترجمه های "semo" به فارسی هستند.

semo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دانه

    noun

    Kaj la semo estiĝis arbo.

    اون دانه یه درخت شد The seed became a tree.

  • بذر

    noun
  • تخم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تُخم
    • بزر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " semo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Semo
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • بذر

    noun

تصاویر با "semo"

اضافه کردن

ترجمه های "semo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه