ترجمه "sistemo" به فارسی
سامانه, سیستم, دستگاه بهترین ترجمه های "sistemo" به فارسی هستند.
sistemo
noun
دستور زبان
-
سامانه
nounDe tiuj lecionoj de nia sun-sistemo ni lernis, ke la atmosfero de iu planedo estas decidiga por ĝia klimato kaj ebleco gastigi vivon.
از این درسها در سامانه خورشیدی خودمان، دریافتهایم که اتمسفر سیارهها برای آب و هوای آن برای زندگی بالقوه بسیار مهم هستند.
-
سیستم
nounVivi per sistemo de "el mano al buŝo".
زندگی کردن با سیستم "از دست به دهان".
-
دستگاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سامانه زیستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sistemo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sistemo" با ترجمه به فارسی
-
سامانه موقعیتیاب جهانی
-
دستگاه حسی
-
دستگاه زیستی
-
سیستم خطی
-
دستگاه گوارش
-
سامانه مدیریت محتوا
-
دستگاه عصبی
-
سیستم ترمودینامیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن