ترجمه "statuo" به فارسی

تندیس, مجسمه, هیکل بهترین ترجمه های "statuo" به فارسی هستند.

statuo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • تندیس

    noun
  • مجسمه

    noun

    Mi laboris sendepende kiel vivanta statuo nomita "La 2-metra Novedzino"

    من یک مجسمه ی متحرک بودم به نام "عروس ۳ متری" که برای خودم کار می کردم،

  • هیکل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " statuo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Statuo
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • تندیس

    noun

تصاویر با "statuo"

عباراتی شبیه به "statuo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "statuo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه