ترجمه "surda" به فارسی

کر, ناشنوا, كر بهترین ترجمه های "surda" به فارسی هستند.

surda adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • کر

    noun
  • ناشنوا

    adjective noun

    Dum la lastaj jaroj de sia vivo Betoveno estis surda.

    بتهوون در سالهای آخر عمرش ناشنوا بود.

  • كر

  • ناشنوا؛ کر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "surda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه