ترجمه "trovi" به فارسی
پیدا کردن, یافتن بهترین ترجمه های "trovi" به فارسی هستند.
trovi
verb
دستور زبان
-
پیدا کردن
verbMi serĉis bonan direktoron dum tri jaroj, sed ne sukcesis trovi tion.
سه سال دنبال یک کارگردان خوب میگشتم، ولی کسی را پیدا نکردم.
-
یافتن
verbMi rondrigardis en la ĉirkaŭo por trovi leterkeston.
برای یافتن صندوق پست نگاهی به اطراف انداختم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trovi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن