ترجمه "varmo" به فارسی

گرما, گرمی, هرم بهترین ترجمه های "varmo" به فارسی هستند.

varmo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • گرما

    noun

    En la ŝakto, varmo kaj polvo plenigas la aeron kaj malfaciligas la spiradon.

    هوا از گرما و غبار سنگین شده، نفس کشیدن سخته.

  • گرمی

    noun

    Mi povas memori pri la varmo de liaj manoj.

    من میتوانم گرمی دستان او را به یاد آورم.

  • هرم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " varmo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "varmo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "varmo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه