ترجمه "ventro" به فارسی

شکم, بطن, کم بهترین ترجمه های "ventro" به فارسی هستند.

ventro noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • شکم

    noun

    Tiu ĉi figuro, Jona, kiu pasigis tri tagojn en la ventro de la baleno,

    در این شکل، یونس که سه روز را در شکم نهنگ گذراند،

  • بطن

    noun
  • کم

    adjective pronoun noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ventro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ventro
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • شکم

    noun

    Tiu ĉi figuro, Jona, kiu pasigis tri tagojn en la ventro de la baleno,

    در این شکل، یونس که سه روز را در شکم نهنگ گذراند،

تصاویر با "ventro"

عباراتی شبیه به "ventro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ventro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه