ترجمه "vivo" به فارسی
زندگی, حیات, زندگانی بهترین ترجمه های "vivo" به فارسی هستند.
vivo
noun
دستور زبان
-
زندگی
nounمتضاد مرگ
Por tiuj, kiuj servi aliajn estas ĝojo, la vivo paradizas.
برای آنانی، که خدمت کردن به دیگران برای شان شادمانی است، این زندگی بهشت است.
-
حیات
nounLi diris, ke ne estas vivo sur Marso.
او گفت که بر روی مریخ حیات وجود ندارد.
-
زندگانی
noun
-
ترجمه های کمتر
- زِندِگی
- hyat
- zendegi
- زنده
- ماندگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vivo
-
زندگی
nounVivo estas tio kio okazas dum vi estas faranta planojn.
زندگی آن جپچیزی است که هنگامی که شما مشغول برنامهریزی هستید، اتفاق میافتد.
عباراتی شبیه به "vivo" با ترجمه به فارسی
-
زیست فرازمینی
-
زندگی سگی · زندگی نکبتبار
-
حیات مصنوعی
-
برشی از زندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن