ترجمه "útil" به فارسی
سودمند, مفید, اسباب بهترین ترجمه های "útil" به فارسی هستند.
útil
adjective
masculine
دستور زبان
Tener un uso práctico o beneficioso. [..]
-
سودمند
adjectiveTener un uso práctico o beneficioso.
En tal caso, es posible que le sea útil el ejemplo de Betel.
در آن صورت، شاید در نظر گرفتن مثال بیتایل برایت سودمند باشد.
-
مفید
adjectiveEl orador se centrará en lo que sea más útil para la congregación.
سخنران باید توجه حضار را به نکاتی معطوف دارد که برای جماعت مسیحی مفید است.
-
اسباب
-
[[سودمند]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " útil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "útil"
عباراتی شبیه به "útil" با ترجمه به فارسی
-
حشرات مفید
-
بندپایان مفید
-
بار مفید
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
جانوران مفید
-
احمق مفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن