ترجمه "Aro" به فارسی

کارده سرماری, آروم, منگوش بهترین ترجمه های "Aro" به فارسی هستند.

Aro
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارده سرماری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Aro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

aro noun verb masculine دستور زبان

término taxonómico (plantas) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آروم

    adjective

    término taxonómico (plantas)

  • منگوش

    noun
  • گوشواره

    noun

    Un día el vendió su aro de oro y me compro un pasaje a Mumbai.

    یه روز اون گوشواره ی طلاییش رو فروخت و برام یه بلیط بمبئی گرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • جنس شیپوری
    • جنس گل شیپوری
    • گل شیپوری

تصاویر با "Aro"

عباراتی شبیه به "Aro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Aro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه