ترجمه "Aro" به فارسی
کارده سرماری, آروم, منگوش بهترین ترجمه های "Aro" به فارسی هستند.
Aro
-
کارده سرماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Aro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
aro
noun
verb
masculine
دستور زبان
término taxonómico (plantas) [..]
-
آروم
adjectivetérmino taxonómico (plantas)
-
منگوش
noun -
گوشواره
nounUn día el vendió su aro de oro y me compro un pasaje a Mumbai.
یه روز اون گوشواره ی طلاییش رو فروخت و برام یه بلیط بمبئی گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- جنس شیپوری
- جنس گل شیپوری
- گل شیپوری
تصاویر با "Aro"
عباراتی شبیه به "Aro" با ترجمه به فارسی
-
خیشهای دیسکی · گاوآهنهای دیسکی
-
آرس
-
عراد
-
خیشهای کار سنگین · گاوآهنهای کار سنگین
-
گل بدبو
-
خیشهای شخم چرخشی · گاوآهنهای شخم چرخشي
-
خيشهاي تاكستان · خیشهای صفحهبرگردان · گاوآهنهاي صفحهبرگردان
-
تیغههای خیش · تیغههای گاوآهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن