ترجمه "Bocina" به فارسی
صدفحلزونیها, بوق, شماطه بهترین ترجمه های "Bocina" به فارسی هستند.
Bocina
-
صدفحلزونیها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bocina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bocina
noun
feminine
دستور زبان
Aparato instalado en los vehículos que emite señales acústicas de advertencia.
-
بوق
nounAparato instalado en los vehículos que emite señales acústicas de advertencia.
No es necesario tocar tanto la bocina, Schmidt.
اشميت ، لازم نيست که خيلي بوق بزني
-
شماطه
عباراتی شبیه به "Bocina" با ترجمه به فارسی
-
آنتن شیپوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن