ترجمه "Buscar" به فارسی
جستجو, جستجو کردن, جستجو بهترین ترجمه های "Buscar" به فارسی هستند.
-
جستجو
nounElla buscó las llaves de la casa en su cartera, pero no las encontró.
در کیفش دنبال کلید منزلش جستجو کرد اما آن را نیافت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Buscar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intentar encontrar algo. [..]
-
جستجو کردن
verbElla buscó las llaves de la casa en su cartera, pero no las encontró.
در کیفش دنبال کلید منزلش جستجو کرد اما آن را نیافت.
-
جستجو
nounElla buscó las llaves de la casa en su cartera, pero no las encontró.
در کیفش دنبال کلید منزلش جستجو کرد اما آن را نیافت.
-
جستن
verbSu aprobación y nuestra vida eterna dependen de nuestro comportamiento, incluso nuestra disposición de buscar con humildad el arrepentimiento verdadero15.
تصویب او و زندگی جاویدان ما بستگی به رفتار ما دارد، از جمله تمایل ما برای جستن توبۀ فروتنانه.15
-
ترجمه های کمتر
- آزمودن
- بیمار بودن
- درجستجو بودن
- سنجیدن
- قرار دادن
- محل یابی
- محک زدن
- نگران بودن
- پژوهش کردن
- یافتن
عباراتی شبیه به "Buscar" با ترجمه به فارسی
-
پیجو
-
انتقادکردن
-
در جستجوی زمان از دسترفته