ترجمه "Callo" به فارسی
میخچه, پینه, روپوست جانوري بهترین ترجمه های "Callo" به فارسی هستند.
Callo
-
میخچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Callo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
callo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Parte endurecida o con espesor de la piel. [..]
-
پینه
Y cuando terminamos, tengo el brazo dormido, callos en la mano.
و در انتها بازوهای من درد می گیرند و دستم پینه می بنده.
-
روپوست جانوري
-
ميانپوست
-
ترجمه های کمتر
- پوست
- پينه
- کالوس
عباراتی شبیه به "Callo" با ترجمه به فارسی
-
كشت پینه
-
اخراج كردن
-
کودک خیابانی
-
ماریا کالاس
-
تاکسی وی
-
مرحله قاطع · نقطه برگشت · نقطه تحول
-
khiåbån · råh · جاده · خط مسئولیت · خیابان · راه · صراط · کوچه · کوی
-
كالوس استخوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن