ترجمه "Colonia" به فارسی
کلن, K?ln, نام عطری برگرفته از شهر کلن در آلمان بهترین ترجمه های "Colonia" به فارسی هستند.
Colonia
proper
feminine
دستور زبان
Colonia (departamento) [..]
-
کلن
Colonia (Alemania) [..]
Mi hermano nos reservó los últimos dos pasajes a Colonia.
برادرم دو تا بليط آخر به کلن رو رزرو کرده.
-
K?ln
-
نام عطری برگرفته از شهر کلن در آلمان
proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Colonia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
colonia
noun
feminine
masculine
دستور زبان
Grupo de individuos de la misma especie plantas o animales que viven o crecen estrechamente ligados. [..]
-
مستعمره
Antiguamente, Nigeria era una colonia británica.
زمانی، نیجریه ، مستعمره بریتانیا بود.
-
کلن
Mi hermano nos reservó los últimos dos pasajes a Colonia.
برادرم دو تا بليط آخر به کلن رو رزرو کرده.
تصاویر با "Colonia"
عباراتی شبیه به "Colonia" با ترجمه به فارسی
-
پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
-
مستعمرات سیزدهگانه
-
سیتوکینها · فاكتور تحريككننده پرگنه · فاكتور نكروز تومور · لنفوكينها · مونوكينها
-
مستعمره
-
شمارش سلول · شمارش پرگنه · شمارش یاخته · فلوسیتومتری
-
کلیسای جامع کلن
-
مرگ کلنی زنبور عسل
-
ادوکلن · ادکلن · عطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن