ترجمه "Coma" به فارسی
ویرگول, ویرگول, کما بهترین ترجمه های "Coma" به فارسی هستند.
Coma (puntuación)
-
ویرگول
nounsigno de puntuación
Algunas veces el hacer una pausa o no ante una coma es cosa de selección personal.
مکث کردن یا نکردن در برابر ویرگول اغلب به خود شخص بستگی دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Coma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Signo de puntuación usada para separar partes estrechamente relacionadas de una oración. [..]
-
ویرگول
nounAlgunas veces el hacer una pausa o no ante una coma es cosa de selección personal.
مکث کردن یا نکردن در برابر ویرگول اغلب به خود شخص بستگی دارد.
-
کما
nube de polvo y gas que envuelve al núcleo de un cometa [..]
Esa explosión que te puso en el coma también mató a mi prometido.
اون انفجاري که تو رو بُرد تو کما ، نامزد من رو هم کشت.
-
کاما
intervalo musical que resulta de la diferencia de otros intervalos mayores
Introduzca las páginas o intervalo de páginas a imprimir separadas por comas
صفحات یا گروهی از صفحات را وارد کنید تا جداگانه با کاما) ۱، ۲ـ۵، ۸ (چاپ شوند
-
ترجمه های کمتر
- احتباس مايعات بدن
- اختلالات عصبي-هورموني
- اغما
- تشنجها
- دشتنظیمی
- رعشه
- سنكوپ
عباراتی شبیه به "Coma" با ترجمه به فارسی
-
هالو
-
گوناگوني ژنتيكي به عنوان منبع
-
غذاهای بردنی
-
چنانکه شايد وبايد
-
تغذیه · خواربار · خوراک · رزق · شام · طعام · غذا · غذای مفصل · قوت · قوت لایموت · ماده غذایی · معاش · ناهار · وعده غذایی
-
مسلم فرض شده بودن
-
سفارش اینترنتی غذا