ترجمه "Flecha" به فارسی
تیر, tir, فلش بهترین ترجمه های "Flecha" به فارسی هستند.
flecha
noun
feminine
دستور زبان
direccion prohibida [..]
-
تیر
nounarma de proyectil lanzada con un arco [..]
El tiempo vuela como una flecha.
زمان مثل تیر میگذرد.
-
tir
-
فلش
Quiero que sigas las flechas hacia la cancha sur.
میخوام که فلش ها رو دنبال کنی و بری سمت قسمت جنوبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Flecha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Flecha"
عباراتی شبیه به "Flecha" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان
-
پیکان راست
-
پیکا ن پیمایش
-
بردار زمان
-
پیکان
-
پیکان چپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن