ترجمه "Ganso" به فارسی
غازسانان, غاز, غازها بهترین ترجمه های "Ganso" به فارسی هستند.
Ganso
-
غازسانان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ganso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ganso
adjective
noun
masculine
دستور زبان
que intenta bromear sin tener gracia [..]
-
غاز
nounPara eso están los huesos de gallina y las patas de ganso.
! پيشبيني آب و هوا با استخون مرغ و پاي غاز انجام ميشه.
-
غازها
♫ Patos en el estanque, gansos en el océano, ♫
اردکها تو حوضچه آسیابند، و غازها در اقیانوس،
-
غاز قاز
-
ترجمه های کمتر
- غازهاي بالغ نر
- قاز
تصاویر با "Ganso"
عباراتی شبیه به "Ganso" با ترجمه به فارسی
-
دسته مرغابی
-
گوشت غاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن