ترجمه "Grande" به فارسی
بزرگ, بزرگ, وسيع بهترین ترجمه های "Grande" به فارسی هستند.
Grande
-
بزرگ
adjectiveLa unidad agranda las cosas pequeñas, la discordia arruina las cosas grandes.
هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Grande " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
grande
noun
adjective
masculine
دستور زبان
Quien tiene una reputación positiva o es admirado. [..]
-
بزرگ
adjectiveLa unidad agranda las cosas pequeñas, la discordia arruina las cosas grandes.
هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.
-
وسيع
adjective -
مه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- bozorg
- اصیل زاده
- اعیان
- برجسته
- بزرگان
- بُزُرگ
- جادار
- سترگ
- عظیم
- فراخ
- قابل احترام
- قابل ملاحظه
- قشنگ
- محترم
- مفصل
- نسبتا خوب
- والا
تصاویر با "Grande"
عباراتی شبیه به "Grande" با ترجمه به فارسی
-
فریدریش دوم
-
پدربزرگ
-
نوکشاخ قبهدار
-
نام اعداد بزرگ
-
استخوان چهارپهلو
-
ریو گرانده دو نورته
-
ریا بزرگ
-
دریاچههای بزرگ (آمریکا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن