ترجمه "Lustre" به فارسی
جلا, جلادادن, صیقلکاری بهترین ترجمه های "Lustre" به فارسی هستند.
Lustre
-
جلا
Tomaste mi pequeño don y lo lustraste hasta que brilló.
تو هديه ي کوچيک منو گرفتي و جلا داديش تا درخشيد
-
جلادادن
-
صیقلکاری
-
پرداختگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lustre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lustre
noun
verb
masculine
دستور زبان
limpieza de los zapatos por parte de un bolero
-
درخشش
noun -
جلا
Tomaste mi pequeño don y lo lustraste hasta que brilló.
تو هديه ي کوچيک منو گرفتي و جلا داديش تا درخشيد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن