ترجمه "Mar" به فارسی
دریا, دریا, بحر بهترین ترجمه های "Mar" به فارسی هستند.
Mar
-
دریا
nounEste verano iremos a la montaña y al mar.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mar
noun
masculine
دستور زبان
Masa de agua salada más pequeña que un océano y generalmente en las proximidades de un continente. [..]
-
دریا
nounmasa de agua salada de tamaño inferior al océano
Este verano iremos a la montaña y al mar.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
-
بحر
nounUsando infrarrojo, hemos podido leer aún los rincones más oscuras de los pergaminos del mar rojo.
با کمک مادون قرمز، توانستیم حتی تیره ترین گوشه ها را هم بخوانیم از طومارهای بحر المیت.
-
daryâ
-
ترجمه های کمتر
- daryâče
- daryå
- daryā
- اقیانوس
- دريا
- زو
تصاویر با "Mar"
عباراتی شبیه به "Mar" با ترجمه به فارسی
-
دریای نروژ
-
دریای چین جنوبی
-
افزایش سطح آب دریاها
-
دریای تیمور
-
آبهای آزاد
-
دریای کارائیب
-
گنجشک رودخانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن