ترجمه "Mojado" به فارسی

tar, خیس بهترین ترجمه های "Mojado" به فارسی هستند.

mojado adjective noun verb masculine دستور زبان

irse ilegal a usa [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

  • خیس

    adjective

    Entraste con la lluvia, y estabas tan mojado, y viniste de tan lejos.

    تو توی باران آمدی, و خیس شده بودی, و از راه دوری اومده بودی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mojado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Mojado"

عباراتی شبیه به "Mojado" با ترجمه به فارسی

  • ترشح کردن · ترشدن · ترکردن · غسل دادن · مرطوب شدن · نمناک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Mojado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه