ترجمه "Mojado" به فارسی
tar, خیس بهترین ترجمه های "Mojado" به فارسی هستند.
mojado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
irse ilegal a usa [..]
-
tar
-
خیس
adjectiveEntraste con la lluvia, y estabas tan mojado, y viniste de tan lejos.
تو توی باران آمدی, و خیس شده بودی, و از راه دوری اومده بودی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mojado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Mojado"
عباراتی شبیه به "Mojado" با ترجمه به فارسی
-
ترشح کردن · ترشدن · ترکردن · غسل دادن · مرطوب شدن · نمناک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن