ترجمه "Pascua" به فارسی

عید پاک, ایستر, عيد ميلاد مسيح بهترین ترجمه های "Pascua" به فارسی هستند.

Pascua دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عید پاک

    noun

    Quizá el conejo de Pascua y el ratón de los dientes también estén vivos.

    شاید پری دندون و خرگوش عید پاک هم هنوز زندن.

  • ایستر

    ¿qué edad tenían esas cabezas gigantes en la Isla de Pascua?,

    اون سرهای بزرگ در ایستر آیلند چند ساله هستند،

  • عيد ميلاد مسيح

  • ترجمه های کمتر

    • ناتال
    • کريسمس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pascua " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pascua proper feminine دستور زبان

persona alegre [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عید پاک

    noun

    y lo ha sustituido por el bilbi de pascua.

    محصولات شکلاتی بشکل موشهای استرالیایی را جایگزین محصولات شکلاتی خرگوشهای عید پاک کرد.

  • ایستر

    ¿qué edad tenían esas cabezas gigantes en la Isla de Pascua?,

    اون سرهای بزرگ در ایستر آیلند چند ساله هستند،

  • عيد پاک

    Conmemoración cristiana de la resurrección de Cristo; el primer sábado pasada la luna llena durante o justo después del equinoccio vernal.

    Sólo en navidad y pascuas.

    فقط در کريسمس و عيد پاک.

  • فصح

    proper

    Muchedumbres viajan con él para celebrar la Pascua.

    جمعیت عظیمی با او در حال سفر هستند تا فصح را جشن بگیرند.

عباراتی شبیه به "Pascua" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pascua" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه