ترجمه "Pueblo" به فارسی
روستا, روستا, شهر بهترین ترجمه های "Pueblo" به فارسی هستند.
Pueblo (rural) [..]
-
روستا
Pueblo (rural)
Si las familias prosperan, el pueblo prospera, y eventualmente todo el país.
اگر یک خانواده کامیاب شود، روستا کامیاب خواهد شد، و در نتیجه کل کشور آنها کامیابتر خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pueblo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grupo de casas y de otros edificios, tales como una iglesia, una escuela y algunas tiendas, que es más pequeña que una ciudad, generalmente en el campo. [..]
-
روستا
nounیکی از تقسیمات کشوری
Si las familias prosperan, el pueblo prospera, y eventualmente todo el país.
اگر یک خانواده کامیاب شود، روستا کامیاب خواهد شد، و در نتیجه کل کشور آنها کامیابتر خواهد شد.
-
شهر
nounSolo siendo amistoso con alguien que es nuevo en el pueblo.
فقط ميخوام با کسي که توي اين شهر تازه وارده ، دوستانه رفتار کنم.
-
شهرک
noun“El hermano subió con el vehículo a las montañas, y nosotras nos quedamos en el pueblo —recuerda—.
او میگوید: «برادری که با ما بود اتومبیل را به جایی بلند در کوه برد و ما در شهرک ماندیم.
-
ترجمه های کمتر
- مردم
- ده
- deh
- آبادی
- شهروندان
- عوام الناس
- قشلاق
- قصبه
- قوم
- قوم وخویش
- مَردُم
- پوئبلو
- گروه
تصاویر با "Pueblo"
عباراتی شبیه به "Pueblo" با ترجمه به فارسی
-
حزب مترقی خلق کارگر
-
سامی
-
فرانکها
-
عرب
-
سامی
-
ساکن شدن · مسکون کردن
-
دادآور
-
شهر متروک