ترجمه "Red" به فارسی

اینترنت, توری, شبکه بهترین ترجمه های "Red" به فارسی هستند.

Red
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینترنت

    proper

    Esto está arrasando la Red.

    این چیزی است که در سراسر اینترنت پخش شده است.

  • توری

    Acaba de atrapar a todas las criaturas en una enorme red.

    او تمام موجودات را با توری عظیم به دام میاندازد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Red " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

red noun feminine دستور زبان

Malla de hilo o cuerda usada generalmente para atrapar peces o atrapar algo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبکه

    noun

    Cada telescopio en la red global colabora con los otros.

    هرکدام از تلسکوپها در شبکه جهانی با هم همکاری دارند.

  • تور

    noun

    Su compañero me dijo que echó la red tres veces.

    همکارت به من گفت سه بار تور رو انداخته.

  • توری

    Acaba de atrapar a todas las criaturas en una enorme red.

    او تمام موجودات را با توری عظیم به دام میاندازد.

  • ترجمه های کمتر

    • سيستم
    • شبکه ارتباطی

تصاویر با "Red"

عباراتی شبیه به "Red" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Red" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه