ترجمه "Rojo" به فارسی

دریای سرخ, هیبیسکوس رزا سینانسیس, قرمز بهترین ترجمه های "Rojo" به فارسی هستند.

Rojo
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریای سرخ

    proper

    Y, poco después, les había salvado la vida aniquilando al ejército egipcio en el mar Rojo.

    سپس یَهُوَه با نابود کردن کل ارتش مصریان در دریای سرخ، آنان را نجات داد.

  • هیبیسکوس رزا سینانسیس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rojo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rojo adjective noun masculine دستور زبان

persona de izquierdas [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمز

    noun

    Color obtenido al sustraer verde y azul del blanco. Color primario del sistema aditivo de colores, y secundario en el sistema de colores sustractivo. El color complementario del turquesa. [..]

    La línea roja en el mapa representa una vía férrea.

    خطوط قرمز روی نقشه راه آهن را نشان میدهند.

  • سرخ

    adjective

    Que tiene color rojo.

    No me gusta la chaqueta roja.

    ژاکت سرخ را دوست نمی دارم.

  • بور

    adjective

    Que tiene color rojo.

  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh
    • qermez
    • آلبیزیا سامان
    • ديگميمون
    • سامانئا سامان
    • سرخ جامه
    • قرمز رنگ
    • مربوط به کمونیسم
    • پارچه مخمل
    • پيتهسلوبيوم سامان

تصاویر با "Rojo"

عباراتی شبیه به "Rojo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Rojo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه