ترجمه "Sin" به فارسی
سین, بی, بدون بهترین ترجمه های "Sin" به فارسی هستند.
Sin
-
سین
سین (ایزدبانو)
Hijo de una suma sacerdotisa del dios-luna Sin, al parecer no estaba emparentado con la casa real babilónica.
او پسر یکی از کاهنههای اعظم خدای ماه، سین، بود و ظاهراً با خانوادهٔ سلطنتی بابل همخونی نداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sin
adposition
Que no tiene, no contiene o no es característico de, etc. [..]
-
بی
adpositionEl aprendizaje sin resultados no perdura.
فراگیری بی ثمر نخواهد ماند.
-
بدون
adpositionNo puedo calcular el coste definitivo sin hablar primero de ello con nuestros contratistas.
نمی توانم هزینه نهایی را بدون اینکه ابتدا آن را با پیمانکارهایمان بررسی کنم، محاسبه نمایم.
تصاویر با "Sin"
عباراتی شبیه به "Sin" با ترجمه به فارسی
-
آفلاین
-
جفنگیات
-
گزارشگران بدون مرز
-
البته · بطور محرز
-
نقطه پخش کتابچه آدرس آفلاین
-
کشور محصور در خشکی
-
دادههای خام
-
مشتاق دیدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن