ترجمه "Zen" به فارسی

ذن, ابر مرد, جوهر بهترین ترجمه های "Zen" به فارسی هستند.

Zen masculine

Escuela de budismo Mahāyāna conocida por su énfasis en la aceptación atenta del momento actual, la acción espontánea, y el dar libertad al pensamiento consciente y crítico.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذن

    Se escucha muy Zen.

    این دیگر خیلی ذن مانند و عرفانی است.

  • ابر مرد

    noun
  • جوهر

    noun
  • نقطه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Zen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

zen

Religión dármica y filosofía.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذن

    ¿El gato tiene un jardín zen?

    گربه باغ ذن داره ؟

  • مذهب بودا

    Religión dármica y filosofía.

اضافه کردن

ترجمه های "Zen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه