ترجمه "abad" به فارسی

راهب بزرگ, رييس دير, رئیس راهبان بهترین ترجمه های "abad" به فارسی هستند.

abad noun masculine دستور زبان

El superior de un monasterio de monjes.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهب بزرگ

    noun

    título dado al superior de una abadía o monasterio

    La carta que le escribió el abad Alcuin sobre esos terribles hechos.

    این نامه ای هستش که راهب بزرگ " الکوین " از اون اتفاقات وحشتناک برای شما نوشته بود.

  • رييس دير

  • رئیس راهبان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه