ترجمه "abandono" به فارسی
انصراف, بی حسی, ترک بهترین ترجمه های "abandono" به فارسی هستند.
abandono
noun
verb
masculine
دستور زبان
Acción de cesar de apoyar o ayudar a alguien a pesar de una lealtad o una responsabilidad. [..]
-
انصراف
nounTuve que tomar la angustiosa decisión de abandonar.
باید با تمام کشمکشها تصمیم میگرفتم که انصراف بدهم.
-
بی حسی
nounCaracterizado por la falta de entusiasmo o interés en las cosas en general.
-
ترک
nounElla abandonó la escuela.
او ترک تحصیل کرد.
-
ترجمه های کمتر
- ترک خدمت
- دل کندن
- فتور و سستی
- فرار
- واگذاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abandono " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abandono" با ترجمه به فارسی
-
برنامه کنارگذاشتن زمین
-
کنارگذاری زمین · کنارگذاشتن زمین
-
ادامه ندادن · بس کردن · به حال خود رها کردن · تخصیص دادن به · ترک کردن · خواستن · میل کردن · نشناختن · وقف کردن · ول کردن
-
طرح کنارگذاشتن زمین
-
زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن