ترجمه "abrir" به فارسی
باز کردن, گشودن, درخشان شدن بهترین ترجمه های "abrir" به فارسی هستند.
abrir
verb
noun
masculine
دستور زبان
terminar una relación (sentimental) con alguien [..]
-
باز کردن
verbHacer algo accesible o remover un obstáculo al acceso de algo.
Perdóname por haber abierto tu carta por error.
ببحشید که من اشتباهاً نامهی شما را باز کردم.
-
گشودن
verbHacer algo accesible o remover un obstáculo al acceso de algo.
Los que me conocen saben cuán apasionado soy por abrir la frontera espacial.
آنهایی از شما که مرا میشناسید میدانید که من چقدر هواخواه گشودن مرزهای فضا هستم.
-
درخشان شدن
verb -
روشن کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abrir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abrir" با ترجمه به فارسی
-
اشکار · انگشت نما · باز · بازکردن · درشرف
-
متنباز
-
استاندارد باز
-
دنیای آزاد
-
نرمافزار متنباز
-
مجموعه باز
-
مرکز همگام سازی باز
-
خوشه ستارهای باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن