ترجمه "acabado" به فارسی
درخواست, دست کارى تکميلى بهترین ترجمه های "acabado" به فارسی هستند.
acabado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Participio del verbo acabar. [..]
-
درخواست
nounAplicación homogénea de un color a una superficie.
He acabado mi informe de las salpicaduras, preparado para un día personal, dejado una nota a Rita.
گزارش آثار خون خودم رو تموم كرده ام درخواست يه مرخصي روزانه كرده ام
-
دست کارى تکميلى
Tarea llevada hasta su final, completándola en sus detalles.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acabado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acabado" با ترجمه به فارسی
-
شمشال
-
جخت
-
آب منی آمدن · انزال · تمام شدن · تمام کردن · ختم کردن · خرج کردن · دست کشیدن · موقوف شدن · پايان يافتن · گرفتن
-
جخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن