ترجمه "acampar" به فارسی
اردو زدن, خیمه برپا کردن, منزل دادن بهترین ترجمه های "acampar" به فارسی هستند.
acampar
verb
دستور زبان
Vivir en una tienda de campaña o en una instalación temporal similar.
-
اردو زدن
verbHoy los sneakerheads ven precios, mientras que acampan en lanzamientos.
الان معتادان کتانی قیمتها را هنگام اردو زدن قبل از هر عرضه جدیدی چک میکنند.
-
خیمه برپا کردن
verb -
منزل دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acampar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acampar" با ترجمه به فارسی
-
قرار گاه · کمپینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن