ترجمه "acento" به فارسی
لهجه, آکسان, اکسنت بهترین ترجمه های "acento" به فارسی هستند.
acento
noun
masculine
دستور زبان
Marca musical o símbolo que indica que una nota debe ser reproducida con mayor intensidad que otras. [..]
-
لهجه
nounprominencia fonética dada a una sílaba particular en una palabra, o a una palabra dentro de una frase
Esto les podrá resultar extraño, pero en mi familia tenemos acentos diferentes.
ممکن هست فکر کنید که این عجیب هست، ولی در خانواده من سه لهجه متفاوت وجود دارد.
-
آکسان
-
اکسنت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acento" با ترجمه به فارسی
-
اکسان گراو دوتایی
-
هشتک
-
اکسان اگوی دوتایی
-
اکسان گراو · علامت صدای بم
-
اکسان اگو · علامت آهنگ زیر اکسان
-
تکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن