ترجمه "actividad" به فارسی
فعالیت, شغل, زور بهترین ترجمه های "actividad" به فارسی هستند.
actividad
noun
feminine
دستور زبان
modo de ser [..]
-
فعالیت
nounmedida en termodinámica para la "concentración efectiva" de una especie [..]
Y como acabo de decirles la actividad neuronal puede cambiar al conectoma.
و همانطور که اندکی پیشتر گفتم، فعالیت عصبی میتواند کانکتوم را تغییر دهد.
-
شغل
nounY estoy en actividad desde hace más de 25 años.
و من برای ۲۵ سال در این شغل بودم.
-
زور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " actividad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "actividad" با ترجمه به فارسی
-
روابط ساختار- فعالیت
-
اشتغال خارج از مزرعه
-
تکنولوژی پسبرداشت · سيستمهاي پسبرداشت · فعاليتهاي پسبرداشت · فناوری پسبرداشت
-
بانکداری · سپردههای بانکی · نظامهای بانکداری
-
فعالیت آب
-
گزارش فعالیت
-
فعالیت نوری
-
فعالیتهای تعاونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن