ترجمه "activo" به فارسی
دارایی, اکتیو, داراییها بهترین ترجمه های "activo" به فارسی هستند.
activo
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
Realizando o listo para realizar operaciones militares o navales. [..]
-
دارایی
nounسرچشمه منابع اقتصادی، که سودهای اقتصادی در آینده را سبب میشود
Ahora la información está reemplazando la tierra y las máquinas como el activo más importante.
حالا اطلاعات دارد جای زمین و ماشین را به عنوان مهمترین دارایی میگیرد.
-
اکتیو
noun -
داراییها
La tecnología de la cadena de bloques es una base de datos descentralizada que almacena un registro de activos y transacciones en una red peer-to-peer.
تکنولوژی «زنجیرهی بلوکی» یک دیتابیس غیرمتمرکز است که فهرست داراییها و تراکنشها را در یک شبکهی همتا به همتا ذخیره میکند.
-
ترجمه های کمتر
- فعال
- آکتیو
- دارايي
- سرمایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " activo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "activo" با ترجمه به فارسی
-
شی فعال
-
مخاطب فهرست فعال
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
بكار انداختن
-
صفحه هاي خادم فعال
-
انتظار مشغول
-
سند فعال
-
شی فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن