ترجمه "adormecido" به فارسی
بیحس, کرخت بهترین ترجمه های "adormecido" به فارسی هستند.
adormecido
adjective
verb
masculine
دستور زبان
No completamente despierto.
-
بیحس
Los guardias lo inmovilizaron con una camisa de fuerza hasta que las extremidades se le adormecieron.
نظامیان او را با جلیقهٔ تنگپوش که بیماران روانی یا زندانیان را با آن میبندند، چنان بستند که دستهایش بیحس شد.
-
کرخت
adjective -
خواب و بیدار، نیمه خواب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adormecido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adormecido" با ترجمه به فارسی
-
لالا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن