ترجمه "advertir" به فارسی

اخطار کردن, اشاره کردن, توصیه دادن بهترین ترجمه های "advertir" به فارسی هستند.

advertir verb دستور زبان

Hacer que alguien se entere de un peligro inminente, etc. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخطار کردن

    verb

    Le había advertido que sería una especie de consulta internacional.

    من بهت اخطار کرده بودم که این یک کنفرانس بین المللی خواهد بود

  • اشاره کردن

    verb
  • توصیه دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • درك كردن
    • قیمت کردن
    • نام بردن
    • نصیحت کردن
    • پند دادن
    • گریز زدن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advertir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "advertir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه