ترجمه "aislado" به فارسی

ایزوله, دور افتاده, معطل بهترین ترجمه های "aislado" به فارسی هستند.

aislado adjective verb masculine دستور زبان

rechasado [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایزوله

    Porque habéis aislado la mutación en Kira, ¿verdad?

    چون جهش رو در کیرا ایزوله کردی ، نه ؟

  • دور افتاده

    adjective

    Desde las calles del barrio la pintura aparece en fragmentos aislados uno de otro, separados.

    از خیابانهای محله، نقاشی تکه تکه به نظر میرسد، دور افتاده از یکدیگر، تنها.

  • معطل

    adjective
  • منزوی

    adjective

    Eso solo me hizo sentir más aislada e incapaz.

    این کارها فقط منو بیشتر منزوی و ناتوان میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aislado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aislado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aislado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه