ترجمه "ajustado" به فارسی
تنگ ترجمه "ajustado" به فارسی است.
ajustado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
escaso de dinero [..]
-
تنگ
adjectiveApuesto a que esos trajes de hojalata son bastante ajustados en la entrepierna.
شرط میبندم این لباس های خوشگل و تنگ بدجوری به خایه هات فشار میاره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ajustado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ajustado" با ترجمه به فارسی
-
تنظیم
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
-
وضوح و شفافیت
-
قراردادن متن در کادر · قرارگیری متن در کادر
-
اندازه كوچك تر · انطباق دادن · بستن · درخور بودن · سازگار كردن · سازگار کردن · مناسب بودن · ميزان كردن · کشش
-
قرارگیری واژه در کادر
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
-
تغيير ساختي · تغییر ساختاری · تنظيم ساختاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن