ترجمه "alba" به فارسی
بلندقبا, سحرگاه, پرگاس بهترین ترجمه های "alba" به فارسی هستند.
alba
adjective
noun
feminine
masculine
دستور زبان
Período de tiempo al principio del día poco antes del amanecer durante el cual la luz gradualmente se va percibiendo cada vez más fuerte.
-
بلندقبا
-
سحرگاه
momento antes de la salida del Sol
En los esplendores de la santidad, desde la matriz del alba, tienes tu compañía de hombres jóvenes justamente como gotas de rocío.”
خادمان جوان تو چون شبنمهایی که از رحم سحرگاه زاده شده، زینتبخش قدّوسیت تو گردیدهاند.»
-
پرگاس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alba
proper
feminine
دستور زبان
Alba (República) [..]
-
بلندقبا
تصاویر با "alba"
عباراتی شبیه به "alba" با ترجمه به فارسی
-
بلوط سفيد · کوارکوس آلبا
-
سیناپیس آلبا
-
توت سفيد · توت هراتی · موروس آلبا
-
سيلن آلبا · سیلن پراتنسیس · ليكنيس آلبا
-
آگروستيس آلبا · آگروستيس آلبا ژيگانتئا · آگروستیس ژیگانتئا
-
آگروستيس آلبا · آگروستيس آلبا ژيگانتئا · آگروستیس ژیگانتئا
-
براسيكا آلبا · خردل سفيد · سیناپیس آلبا
-
جغد انبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن