ترجمه "albaricoque" به فارسی
زردآلو, زردآلوها, هلو بهترین ترجمه های "albaricoque" به فارسی هستند.
albaricoque
noun
masculine
دستور زبان
Fruto del albaricoquero (Prunus armeniaca).
-
زردآلو
nounFruto del albaricoquero (Prunus armeniaca). [..]
Un zapato hecho de piel de albaricoque para la hija de un zar.
كفشي ساخته شده از چرم زردآلو براي دختر سزار.
-
زردآلوها
-
هلو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " albaricoque " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "albaricoque"
عباراتی شبیه به "albaricoque" با ترجمه به فارسی
-
سيب مامي · مامئا آمریکانا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن