ترجمه "alfa" به فارسی
آلفا ترجمه "alfa" به فارسی است.
alfa
noun
feminine
دستور زبان
-
آلفا
Quien como seis meses antes, propuso la estructura alfa-hélice para las proteínas.
در حدود شش ماه قبل از آن او مارپیچ آلفا را برای پروتئین ها پیشنهاد داده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alfa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alfa" با ترجمه به فارسی
-
آلفا قنطورس · رجل قنطورس · ظلمان
-
گلوكان-1و4-آلفا گلوكوزيداز · گلوکوآمیلاز
-
آلفا گالاکتوزیداز · مليبياز
-
ذرات آلفا
-
آلفا و امگا · سرتاسر
-
واپاشی آلفا
-
پروستاگلاندين اف2 آلفا · پروستاگلاندینها · پي.جي.اف 2 آلفا
-
آلفا گلوکوزیداز · مالتاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن