ترجمه "aliado" به فارسی
دوست, هم پیمان, یاریگر بهترین ترجمه های "aliado" به فارسی هستند.
aliado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
sandwich de jamon y queso [..]
-
دوست
nounLuego uno termina fácilmente ampliando la compasión a amigos y aliados.
بنابراین شفقت به دوستان و متحدان فرد گسترش مییابد.
-
هم پیمان
nounHubiera sido un poderoso aliado en lo que nos queda por delante.
در اتفاقات پیش رو می تونست برامون هم پیمان قدرتمندی باشه
-
یاریگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aliado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aliado" با ترجمه به فارسی
-
نیروهای متفقین
-
آلیاسه
-
دوست · یاریگر
-
نیروهای متفقین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن