ترجمه "amapola" به فارسی
شقایق, آذرگون, خشخاش بهترین ترجمه های "amapola" به فارسی هستند.
amapola
noun
feminine
دستور زبان
Planta del género Papaver, que posee pétalos de aspecto arrugado y un jugo lechoso.
-
شقایق
noun properSugeriría leche de amapola para aliviar su dolor, pero está totalmente inconsciente.
... اصولاً پیشنهاد می کردم از عصاره ی گل شقایق استفاده کنیم تا دردش رو تسکین بده ، ولی کاملاً بی هوشه
-
آذرگون
-
خشخاش
nounPlanta del género Papaver, que posee pétalos de aspecto arrugado y un jugo lechoso.
El maestre Pycelle le estaba dando leche de amapola.
جناب " پايسل " بهش شيره ي خشخاش رو داده بودن.
-
ترجمه های کمتر
- كوكنار
- پاپاور سومنیفروم
- پلومریا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amapola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Amapola
-
خشخاش
noun
تصاویر با "amapola"
عباراتی شبیه به "amapola" با ترجمه به فارسی
-
خشخاش زراعی
-
تریاکی (رنگ)
-
كوكنار · پاپاور سومنیفروم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن