ترجمه "amargo" به فارسی
تلخ, تلخی, بداخلاق بهترین ترجمه های "amargo" به فارسی هستند.
amargo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
ser malo para algo [..]
-
تلخ
adjectiveQue tiene sabor acre.
No siempre una medicina amarga es la que funciona.
نه همیشه دوار تلخ داروئی است که اثر می کند.
-
تلخی
La medicina sabe amarga.
دارو ها مزه تلخی دارند.
-
بداخلاق
adjectiveClaro, Su esposa fallecio el año pasado, y se amargo, ya sabes?
البته ميدوني وقتي سال گذشته همسرش مرد اينقدر بداخلاق شده
-
ترجمه های کمتر
- ترش
- تند
- تیز
- زست
- سخن تند
- کینه جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amargo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amargo" با ترجمه به فارسی
-
کوکوربیتا فتیدیزیما
-
دیوسکورئا دومتوروم · يام تلخ آفريقايي · يام خوشهاي
-
ترش بودن · ترش شدن · تلخ کردن
-
خفه کن
-
ترکیبات تلخمزه
-
تریفولیوم رپنس · شبدر سفيد
-
تلخک سیب · لکه تلخ
-
بادامها · بادامهاي تلخ · بادامهاي شيرين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن