ترجمه "amplia" به فارسی
فراخ, وسیع, پهن بهترین ترجمه های "amplia" به فارسی هستند.
amplia
adjective
feminine
Muy grande en grado o alcance. [..]
-
فراخ
adjective3 Las águilas no solo emplean sus robustas y amplias alas —de hasta dos metros de envergadura— para planear en el aire.
۳ عقاب از بالهای نیرومند و فراخ خود فقط برای اوج گرفتن در آسمان استفاده نمیکند.
-
وسیع
adjectiveEn el amplio sentido de que son pájaros.
اگه بخواییم وسیع بهش نگاه کنیم خفاش ها پرنده ان.
-
پهن
adjectiveEra un hombre con unas enormes y amplias alas.
يه مرد با پر هاي بزرگ و پهن بود.
-
گسترده
adjectiveQuizá podríamos pensar de manera un poco más amplia que eso.
شاید بتوانیم کمی گسترده تر در این باره فکر کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amplia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amplia" با ترجمه به فارسی
-
شبکه گسترده
-
آنتی بیوتیکهای گستردهاثر
-
لوئیان
-
جادار · راحت · راه دست · فراخ · فراوان · قابل ملاحظه · مفصل · مناسب · وسیع · پهن · کافی · گسترده
-
جادار · راحت · راه دست · فراخ · فراوان · قابل ملاحظه · مفصل · مناسب · وسیع · پهن · کافی · گسترده
-
جادار · راحت · راه دست · فراخ · فراوان · قابل ملاحظه · مفصل · مناسب · وسیع · پهن · کافی · گسترده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن