ترجمه "ante" به فارسی
dar, پیش, پیش از بهترین ترجمه های "ante" به فارسی هستند.
ante
noun
adposition
masculine
دستور زبان
En frente o en el espacio. [..]
-
dar
-
پیش
adverbPero el gran desafío de mejorar nuestro sistema hospitalario aún está ante nosotros.
اما بزرگترین تغییر، یعنی اصلاح همهجانبهٔ سیستم بیمارستانهایمان، هنوز پیش روی ما است.
-
پیش از
¿Qué habían hecho los apóstoles en las semanas previas a su comparecencia ante el Sanedrín?
رسولان طی هفتههای پیش از حضور در برابر سَنهِدرین ( شورای عالی یهود) مشغول انجام چه کاری بودند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ante" با ترجمه به فارسی
-
برابری در برابر قانون
-
وضع موجود قبل از جنگ
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
-
طلايه دار
-
گروه پاسخگویی حوادث رایانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن